هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

269

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

امارت پدرش گفتيد در حالى كه او سزاوار و شايسته چنين پستى است همان گونه كه پدرش نيز شايستگى آن را داشت . او همچنانكه آنان را به روانه كردن سپاه و همراه شدن با آن فرامىخواند و ايشان وقت‌كشى مىكردند و تعلل مىورزيدند تا بالاخره به ايشان فرمود : سپاه اسامه را روانه سازيد نفرين خدا بر كسى كه با سپاه اسامه ، در نيايد . در سيرهء ابن هشام آمده كه رسول خدا ( ص ) كه مردم را در گسيل داشتن اسامه ، سهل انگار ديد در حالى كه دردش شدت گرفته بود ، با بستن دستمالى بر سر ، بر ايشان شد و آنها را به خارج شدن با سپاه اسامه ، برانگيخت و آنگاه فرمود : اى مردم ! من دير يا زود دعوت حق را لبيك خواهم گفت و من در ميان شما دو گرامى چيز بجاى گذارده‌ام : كتاب خدا و خاندان اهل بيتم را و خداى مهربان و آگاه به اطلاعم رسانده كه اين دو تا به رستاخيز ، از يكديگر جدايى نمىيابند حال ببينم كه پس از من چگونه با آنها برخورد مىكنيد . شيخ مفيد در ارشاد خود مىافزايد كه پيامبر فرمود : اى مردم شما را مىبينم كه پس از من به كفر خود بازمىگرديد و گردن يكديگر را مىزنيد و مرا همچنانكه سيل ويرانگر بر هر چيز مىآورد ، به يك سو خواهيد افكند . بدانيد و آگاه باشيد كه على بن ابى طالب برادر و وصى منست و پس از من بر سر تأويل قرآن به جنگ مىپردازد همچنانكه من در فرود آوردنش ، جنگيدم . و ديگر برخوردهايى از اين گونه كه منظور از آنها و فهمشان ، بر هيچ‌كس پوشيده يا دشوار نيست . اصرار و پافشارى او در گسيل داشتن سپاه و پيوستن طمع‌كاران به خلافت به آن على رغم اطلاعى كه از سرنوشت خود داشت ، تنها به اين علت بود كه زمينه و شرايط را براى على ( ع ) فراهم آورد « 1 » . از جمله برخورد واپسين اوست كه وقتى گروهى از سران مسلمانان براى عيادت وى به دور او جمع شده بودند خواست تا جانشينى على را طى نوشته‌اى ويژه ، به ثبت رساند تا كسى با توجه به آن و علاوه بر سخنانى كه به تواتر از وى به زبان آمده بود و دلها و گوشها را پر كرده بود - ياراى انكار يا تحريفش نداشته باشد ولى اين گونه كه به نظر مىرسد آنها ، بيم همين مسأله را از وى داشتند و تلاشهايى از اين قبيل از سوى وى را كه زمينه را براى جانشينى على ( ع ) فراهم مىكرد ، خنثى مىساختند . راويان

--> ( 1 ) نگاه كنيد به جلد سوم از شرح نهج البلاغة ، صفحه 172 .